تبلیغات
آنتنیها - نگاهی به «فابل» در شعر شیخ عطار نیشابوری/ یادداشتی از وحید رحمانی

نگاهی به «فابل» در شعر شیخ عطار نیشابوری/ یادداشتی از وحید رحمانی

جمعه 27 فروردین 1395 02:21 ب.ظ

 
 خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) - وحید رحمانی: تمثیل در ادبیات فارسی همواره از جایگاه خاصی برخوردار بوده‌ و ارزش خود را حفظ كرده است و در سده‌­های اخیر نیز كماكان در مباحث سبك‌­شناسی، انواع ادبی و داستان­‌سرایی بر قدر و قیمت آن افزوده شده است. تمثیل از جهات مختلف، بخشی از زندگی اجتماعی انسان در صحنه­‌های تاریخی، فولكلور اجتماعی و نگرش‌­های اصلاحی بوده و هست. بی‌شك عطّار نیشابوری از پیشگامان ادبیات تمثیلی در شعر و حكایات مبتنی بر فابل­‌های عرفانی است كه در سیر و سلوك عرفانی با این داستا‌‌‌‌ن­‌ها بر مخاطب اجازه می­‌دهد در خلال داستان از آن نتایج منطقی حاصل کند. هنرنمایی شاعر و بیان زیبا و نتایج پرمغز، اوج و فرود حكایت و انتخاب نمادهای ملموس افق­‌هایی است كه با آموزه‌­های عرفانی و اخلاقی راه مبارزه با بدی‌­ها و دوری از نابكاری را گشوده است و به‌­عنوان یك اندیشه پیشتاز در قرن ششم سیر تفكرات ناب و هدایت­‌گر ایرانی را در این فابل‌­ها به منصه ظهور رسانده است..   حکایت‌هایی از مردم و برای مردم ادبیات عارفانه همواره با رازوارگی خود، سالكان حقیقت‌­جوی را كوی به كوی به تماشای جلوه­‌گری‌­های پرشور و با نقش و نگار كشانده و با تلألو مفاهیم، تعابیر و اصطلاحات و مضامین كه درك آن­ها چندان هم ساده نیست به بازتاب راز دلدادگی پرداخته است. از این جهت هر كسی به فراخور حال واقف به بخشی از اسرار گردیده‌است و یا این که در جادۀ باریك فهم پیچیدگی­‌ها با سؤالات بیشتری مواجه شده و دنبالۀ كار خویش گرفته است. با این حال، روحی كه در عرفان عطّار نیشابوری به موج در می‌­آید با همان حریری و سادگی و صفا فرصت بیشتری را برای تماشای عقاید و خواسته­‌هایش قرار می‌­دهد و با توان هنری خود پنجره­های تازه‌­ای به روی خواننده می‌گشاید كه از آن جمله، آوردن حكایت و تمثیل‌­های عرفانی در آثار اوست. می­‌توان گفت، «اگر سنایی آن­ها را از طریق شعر و زبانی که مخاطبان اهل فضل بودند به میان دربار و اهل فضل برد، عطار به صورتی وسیع­‌تر آن­ها را از مردم گرفت تا پس از حمل معانی عرفانی و اخلاقی دوباره آن­ها را به مردم بازگرداند. به همین سبب زبان عطار ساده و از پیرایه‌­های شعری در مقایسه با شاعران پیش از خود خالیست»(پورنامداریان، 1372: 205).   بدون تردید داستان­‌های تعلیمی تمثیلی كه در این مقاله با عنوان فابل مد نظر قرار گرفته است در آثار عطّار از ویژگی­‌هایی برخوردار است كه این فرصت را فراهم می­‌آورد تا از خصلت‌­های خوب و بد، تعریف روان­شناختی شخصیت­‌ها، پرهیز از عواطف انسانی در جهت دخل و تصرف، نبوغ اسطوره‌­ای و ادبی و همچنین پیوند اخلاقی و پیام فلسفه و عرفان را بتوان به وضوح مشاهده كرد و با رنگ و لعاب رمز، حقیقت را در طریقت جست‌وجو نمود و به آن دست یافت.   تمثیل حیوانی (فابل) چیست؟ تمثیل حیوانی معروف‌­ترین نوع تمثیل است كه فرنگیان به آن فابل می­‌گویند و آن داستان اخلاقی و تربیتی منظوم یا منثور است كه قهرمانان آن غالباً حیوانات و یا اشیاء بی­‌جان هستند، با این تفاوت که این­ها نه حیوانات واقعی‌­اند و نه انسان­‌هایی در لباس حیوانات. «آن­ها حیواناتی هستند با افكاری كه انسان­‌ها، اگر فرضا به شكل حیوانات مسخ می­‌شدند مسلما ًدارا بودند»(تراویک، 1373: 432). فابل در اصل لغتی فرانسوی وارد شده در زبان فارسی است و به حكایت كوتاهی اطلاق می­‌شود كه یك مضمون اخلاقی را در بر داشته باشد. فابل یكی از كهن­‌ترین گونه­‌های ادبیات است كه ریشه در ژرفای تاریخ دارد. باید گفت فابل‌­ها نشانه هوشمندی و تیزبینی و ژرف‌­نگری گذشتگان در زندگی اجتماعی است كه بدین طریق با مشاهده ناهمواری روابط اجتماعی و بخصوص اخلاقیات درصدد اصلاح آن بر آمده‌­اند و با پنهان كردن شخصیت انسانی خود در پشت سر قالب­‌های حیوانی برای موعظه، حكمت، عبرت­‌آموزی و برجستگی جنبه­‌های سمبولیك اخلاقی، راهی تازه یافته‌­اند. همچنان كه امثال زیر نمونه و چكیدۀ رویدادها و اتفاقات و اندیشه‌­هایی است كه در زبان فارسی نقش فابل یا داستان‌های حیوانی را آشكار می­‌کند: «سگ زرد برادر شغال است»، «عاقبت گرگ‌­زاده گرگ شود». «در فابل، نویسنده یك اصل اخلاقی یا رفتاری را تشریح می­‌كند. بدین ترتیب كه معمولاً در پایان آن ­راوی یا یكی از قهرمانان آن اصل اخلاقی را در یكی دو جمله بیان می‌کند. مثلاً سعدی از حكایت شیر و روباه شَل چنین نتیجه می­‌گیرد: برو شیر درنده باش ای دغل/ مینداز خود را چو روباه شَل»(شمیسا، 1380: 250).   علاقه مردم ایران و ملل جهان به این‌گونه داستان‌­ها و شباهتی كه به یك‌دیگر دارند شگفت‌­آور است. در ادبیات فارسی، كتاب كلیله و دمنه با ویژگی­‌های مختص به خود از عالی‌­ترین نمونه‌های فابل است و دیگر كتاب ارزشمند، مرزبان­‌نامه­ است كه با هنرنمایی سعدالدین وراوینی در قلم ترجمه، شكوه زندگی ایرانیان را در قالب داستانی و بخصوص فابل نمایان ساخته است. به جز این دو اثر ارزشمند فابل­‌هایی در دیگر متون ادب فارسی نظم و نثر وجود دارد كه در كتاب­‌هایی نظیر فرائدالسلوك، سندبادنامه، طوطی­‌نامه، جوامع‌­الحكایات، آثار شیخ عطّار، حدیقةالحقیقة سنایی، مثنوی معنوی و اشعار پروین اعتصامی مشاهده می‌­شود.   عطّار و فابل در این یادداشت کوتاه، تنها به سه نمونه از فابل­‌های موجود در آثار عطار اشارتی کوتاه می‌­کنیم: 1- حكایت باز با مرغ خانگی (ناپایداری دنیا) ز مرغ خانگی بازی برآشفت                   به مرغ خانگی آنگه چنین گفت  كه مردم­ داردت تیمارخانه                   دمی نگذاردت بی‌آب و دانه تو پیوسته ز مردم می­‌گریزی                 چنین بدعهد از بهر چه چیزی؟ وفای توست مردم را همیشه                   تو را جز بی­‌وفایی نیست پیشه نیامیزی تو با مردم زمانی                     چو تو نشنوده‌­ام نامهربانی وفایی نیست مرغ خانگی را                    که پیشه می­‌کند بیگانگی را چو مرغ خانگی بشنود این راز                 زبان بگشاد و گفت ای بی­‌خبر باز اگر صد ره فرود آیی به بازار                   نبینی باز گشته سر نگون­‌سار ولی صد مرغ بینی سر بریده                  به پای آویخته سینه دریده وفای آدمی گر این چنین است               از آن بیزار گشتم، این یقین است چنین عهد و وفا را در زمانه                   چه بهتر خاك بر سر جاودانه چه گر این ساعتم می­‌پرورد لیك             برای كشتنم می‌­پرورد نیك تو گر این را وفا دانی جفا به                   بسی كین از چنین مهر و وفا به (عطار، 1359: 214) «دیدگاه منفی و تحقیرآمیز عارفان نسبت به دنیا و حیات دنی بر كسی پوشیده نیست. عرفا حیات مادی را در مقایسه با حیات معنوی ناچیز می­شمارند»(یثربی، 1376: 395) در این فابل، شیخ عطّار دل بستن به دنیا را نا معقول و مایۀ بی‌خردی می­‌داند زیرا دل بستن­‌های زودگذر انسان را سرگردان می‌­كند و در نهایت این جهان غدار مردم را همانند مرغان خانگی می‌­پرورد تا این كه در فرصتی مناسب خون آنان‌­را بر زمین بریزد. پرنده باز در این تمثیل، نماد افراد غافل و مرغ خانگی نماد انسان حقیقت­‌بین است و نتیجۀ اخلاقی حكایت، چشم‌پوشی از زرق و برق سرای سپنجی است.   2- حكایت پروانگان با شمع (فقــر و فنـا) «فنا عبارت است از نهایت سیر الی الله و بقا عبارت است از بدایت سیر فی‌ الله»(عطار، 1372: 222). باید گفت عرفا همواره از تنگنای قفس تن نالیده‌­اند و گرفتاری در این قفس و دام دنیا را سد راه نیل به فراخنای مجردات و عالم معنی و مینو دانسته‌­اند و «دلیرانه و به لحن حماسی نه از روی دلتنگی و عاجزانه، آرزوی مرگ كرده‌­اند تا بیاید و دست و بال  آن­ها را بگشاید»(خرمشاهی، 1372: 974). در حكایت عطّار كه تصویر میدان عشق­‌ورزی است، شمع نماد معشوق حقیقی و تنها راه رسیدن به او فانی شدن عاشق در راه عشق اوست. همچنین پروانگان اولی و دومی نماد مدعیان دروغین عشق حقیقی هستند كه كمترین سختی و رنج خطر عشق را به جان می­‌خرند و از دور هوس عشق را بر سر دارند. این حكایت فابلی نیز از زبان پروانه یك نتیجۀ اخلاقی پایدار در وفاداری عاشق واقعی به معشوق را طلب می­‌كند.   3- حکایت پشه و چنار (استغنا) (عطار، 1338: 161) نكته اساسی این حكایت تمثیلی، مقایسۀ وجود انسان از نظر عرفا در برابر خداوند متعال و حقارت انسان و سایر موجودات در برابر عظمت خداوند است. نتیجۀ اندیشمندانۀ  این ابیات از زبان عطار به این نكته ختم می­‌شود که:  سخن در احتیاج ما و استغنای معشوقست        چه سود افسونگری ای دل که در دلبر نمی­‌گیرد(حافظ، 1371: 201) در آثار عطّار نیشابوری فابل‌­های تمثیلی فراوانی وجود دارد كه از زوایای مختلف با ویژگی­‌های خاص قابل تأمل و تحقیق است. به هر حال شیخ فریدالدین­ عطار در آثار خود با فابل­‌های عرفانی افق تازه‌­ای گشوده است كه در دنیای تصوف و عرفان انسان پرسش­گر و معنوی‌­گرا را با همراهی در طول نمادهای حیوانی و اخذ نتیجه سمبولیك و عرفانی یاری می­‌رساند.   منابع :  پورنامداریان، تقی، دیدار با سیمرغ، پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی، چاپ سوم،1372،تهران . تراویك،باكنر،تاریخ ادبیات جهان، ترجمه عرب علی‌رضایی، انتشارات فروزان،1373،تهران . حافظ شیرازی،شمس‌الدین،دیوان غزلیات، به كوشش خلیل خطیب رهبر،انتشارات صفی‌­علی‌شاه، 1371،تهران. خرمشاهی، بهاءالدین، حافظ‌نامه، انتشارات علمی و فرهنگی،چاپ پنجم،،1372،تهران . شمیسا، سیروس، انواع ادبی، انتشارات فردوس،چاپ،هشتم1380،تهران. عطارنیشابوری، فریدالدین، اسرارنامه، به تصحیح سید صادق گوهرین، انتشارات زوار،1361،تهران . عطار نیشابوری، فریدالدین، الهی­‌نامه، به تصحیح فواد روحانی،انتشارات زوار،1359،تهران عطار نیشابوری، فریدالدین، مصیبت‌­نامه،به اهتمام نورانی وصال، انتشارات،زوار،1338،تهران. عطارنیشابوری،فریدالدین،منطق‌الطیر،به اهتمام‌سیدصادق گوهرین،انتشاراتعلمیو،فرهنگی1372تهران . عطارنیشابوری،فریدالدین،دیواناشعار،حواشی و تعلیقات .درویش،انتشاراتجاویدان،1373،تهران              میرصادقی، جمال، داستان و ادبیات، انتشارات نگاه، 1375تهران یثربی، یحیی، آب طربناك، انتشارات فكر روز،چاپ دوم،،1376تهران

 
چهارشنبه 18 مرداد 1396 10:08 ق.ظ
Hey! I could have sworn I've been to this blog before but after browsing
through some of the post I realized it's new to me.
Anyhow, I'm definitely delighted I found it and I'll be book-marking and
checking back often!
جمعه 25 فروردین 1396 05:23 ب.ظ
Outstanding story there. What occurred after? Good
luck!
دوشنبه 21 فروردین 1396 12:40 ب.ظ
You really make it appear so easy together with your presentation but I to
find this topic to be really one thing which I believe I might never
understand. It seems too complicated and very large for me.
I am looking ahead in your subsequent put up, I will attempt to get the cling of it!
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر